بهترين ها

sharj

بهترين ها

تبلیغات

ساخت وبلاگ

تا سه، چهار سال پيش يك شكست‌خورده به‌ حساب مي‌آمدم. يك شكست‌ خورده‌ي قهار. در كمتر موردي بود كه موفقيت‌هاي پي‌درپي داشته باشم. بااينكه يك‌جور اعتياد به خواندن كتاب و شركت در دوره‌هاي موفقيت داشتم ولي هميشه تعداد شكست‌هايم بيشتر از موفقيت‌هايم بود.

هر بار كه به يكي از اهدافم مي‌رسيدم به خودم افتخار مي‌كردم و يك ماه بعد دوباره يك ناكامي. با درآمدي كه به‌زور فقط به كرايه ماشين و ناهارم مي‌رسيد. (گاهي وقت‌ها به دليل شركت در دوره‌ها حتي به پول ناهار هم نمي‌رسيد.) هميشه در حال غر زدن بودم. به اين نتيجه رسيده بودم كه خداي بزرگ و مهربان من را دوست ندارد و كاريش نمي‌توان كرد.

اوضاع هر روز داشت بدتر مي‌شد. هم اوضاع مالي و هم اوضاع درسي در دانشگاه؛ درسي كه اصلاً به آن علاقه‌اي نداشتم. هرروز بااحساسي بدتر از ديروز به دانشگاه و سركار مي‌رفتم. بدترين موضوع اين‌كه هنوز خدمت سربازي را هم پيش رو داشتم. هر جوري حساب مي‌كردم قرار بود در بهترين حالت يك زندگي متوسط رو به پايين داشته باشم.

 منبع :  https://parvaresheafkar.com/

 


مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
ليست صفحات

ساخت وبلاگ

جستجوگر پیشرفته سایت



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آمار

کاربران آنلاین کاربران آنلاین : 1 نفر
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز :
بازدید دیروز بازدید دیروز :
بازدید کلی بازدید کلی :
موضوعات
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
ورود کاربر

نام کاربری :
پسورد :

عضويت سريع
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
نظرسنجي
تبادل لینک هوشمند
لینک :
خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
عضویت لغو عضویت